ابو القاسم پاينده
107
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
هجرت سوى مدينه آمدهاند وآنها كه در حديبيه زير آن درخت با پيمبر بمقاومت پيمان كردهاند وأهل بيعت رضوانشان مىگفتند وآنها كه پس از حديبيه وپيش از فتح مكة به هجرت بصف مسلمانان پيوستهاند وآنها كه در فتح مكة به رضا يا اكراه بصف مسلمانان آمدهاند وآنها كه در فتح مكة وحج وداع نورسان وكودكان بودهاند وفيض ديدار پيمبر يافتهاند كه اين جمله دوازده طبقهاند وهمه را به صف أصحاب آوردهاند « 1 » پيداست كه اين طبقات به فضل وعدل وامانت وخلوص يكسان نبودند ، اما أهل سنت كه أهل جماعتشان نيز گويند در بارهء أصحاب اعتقادي خاص دارند وبعضيشان به غلوّى عجيب صحابي را به حكم صحبت پيمبر ، عدل وثقة وامين دانند وبر خطا حتى جنايت أو عيب گرفتن روا ندانند وگويند اجتهاد كرده ودر اجتهاد خويش خطا كرده است . در مرحلهء بعد ، راويان را نيز به قياس عدالت وفهم ودقت ، طبقه بندى كرده وهر طبقه را عنوان ديگر دادهاند . نخست ثقة يا متقن يا ثبت است كه بالاتر از آن هيچ نيست ، اين عنوان را به عدول رواة مىدهند كه به امانت وورع وحفظ وفهم يگانه باشند وحديث ايشان اگر از راويان ديگر مخدوش نباشد ، بكمال صحت است ، پس از آن حجت وعدل وحافظ وضابط است كه حديثشان بىعيب از رواة ديگر ، مادون صحيح است وپس از آن صدق يا « محله الصدق . » يا « لا باس به » است كه روايت وى قابل قبول است « 2 » . وچون مؤلفان صحاح در تشخيص عدالت وامانت راوي شرايط واحد ندارند طبعا صحاح ششگانه در نظر محدّثان به يك مرحله از صحت واعتبار نيست واز آن جمله بخارى ومسلم كه عنوان « شيخين » دارند ودو
--> ( 1 ) معرفة علوم الحديث ( 2 ) تقريب نووى